راز سخن

بخش ۲۳ - بدرود امام(ع)با قبر مقدس برادر

بسی مویه ها کرد و پوزش نمود

بسی مویه ها کرد و پوزش نمود
چنان چون سزاوار آن شاه بود
چو ازکشور شب سوی مرز روز
بسیج سفر کرد گیتی فروز
به کاخ ولایت امام زمان
شد ازقبر فرخ برادر چمان
غلامان و یاران خود را سرود
که زی بار بستن گرایید زود
بسی اشتر راهور آورید
بسی هودج زرنگار آورید
که ناگه زدرگاه شه مویه خاست
نوانگشت از آن کوی برچرخ راست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.