راز سخن

بخش ۵۸ - ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم

ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم

ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم
کس چه داند که چسان این همه راه آمده‌ایم
با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی
شرمسار از اثر ناله و آه آمده‌ایم
پرده از چهره برافکن که چو خورشید سحر
بهر دیدار تو لبریز نگاه آمده‌ایم
عزم ما را به یقین پخته ترک ساز که ما
اندرین معرکه بی خیل و سپاه آمده‌ایم
تو ندانی که نگاهی سر راهی چه کند
در حضور تو دعا گفته به راه آمده‌ایم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.