شمارهٔ ۲۴
ما دو عالم را همه لا دیده ایم
ما دو عالم را همه لا دیده ایم
لا چه باشد جمله الا دیده ایم
در لباس جمله ذرات جهان
مهر روی او هویدا دیده ایم
نور خورشید جمال او عیان
از همه پنهان و پیدا دیده ایم
هر که ره یابد ببزم وصل دوست
هردمش عیدی مهنا دیده ایم
آن امانت کو نگنجد در جهان
در دل عشاق مأوا دیده ایم
زانکه مستغنی ز جایست و جهات
در دل هر ذره اش جا دیده ایم
در پس هر ذره از عین الیقین
ای اسیری ما خدا را دیده ایم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.