شمارهٔ ۱۴
آئینه خدا بخدا مرتضی علیست
آئینه خدا بخدا مرتضی علیست
گنج بقا و نور لقا مرتضی علیست
مشکل گشا بقول سلونی ولو کشف
معجزنما بروز وغا مرتضی علیست
صاحب لوای منزلت قربت و وصال
مسندنشین ملک دنا مرتضی علیست
خورشید آسمان ولایت ولی حق
خیرالوری و نور هدی مرتضی علیست
واقف ز سر لم یزلی از ره عیان
عارف بعلم کشف و صفا مرتضی علیست
دریای در و معرفت و گوهر یقین
کوه وقار وجود و سخا مرتضی علیست
آن نشاة که ختم ولایت بود بر او
چون گویمت قبول نما مرتضی علیست
آن سر دایری که بهر دور ظاهر است
چشم بصیرتت بگشا مرتضی علیست
آن کاملی که گفت انااللوح و القلم
هم عرش و هم زمین و سما مرتضی علیست
آن کو کلام ناطق و سری است کس مدان
برتر شده ز چون و چرا مرتضی علیست
گر شاه اولیاطلبی و امام دین
بشنو اسیریا بخدا مرتضی علیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.