شمارهٔ ۶۳
زان دم که شدیم آشنای غم تو
زان دم که شدیم آشنای غم تو
بیگانه ز خویشم از جفای غم تو
با عشق تو عهد ماچو محکم بودست
کردیم جهان و جان فدای غم تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.