شمارهٔ ۲۹۴
شرح درد عشق دارد طول و عرض
شرح درد عشق دارد طول و عرض
فرصت ار یابم کنم با دوست عرض
عشق اگر گوید بترک سربگو
عاشقان را طاعت عشقست فرض
طاقت و تاب غم عشقت نداشت
غیر عاشق نه سماوات و نه ارض
آب حیوان گرچه میبخشد حیات
میکند آن را ز لعل دوست قرض
ای اسیری گر محال آمد وصال
خوش محالی میکنم هر لحظه فرض
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.