شمارهٔ ۲۹۱
جفا بگذر و یار با وفا باش
جفا بگذر و یار با وفا باش
مشو بیگانه با ماآشنا باش
اگر تو عاشقی ورند مطلق
ز قید کفر و دین کلی جدا باش
دوئی شرکست یکتا شو درین راه
ببزم وصل بی ما و شما باش
بملک دل منادی میکند عشق
که بگذر از من و مائی و ما باش
زمال و ملک عالم رو بگردان
گدای کوی یار و پارسا باش
اگر خواهی که یارت رو نماید
قبول خاطر اهل صفا باش
اسیری گر وصال دوست خو(ا)هی
خودی بگذر و دایم با خدا باش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.