شمارهٔ ۳۰۶
که دید از غم شناسان خاطر شادی که من دیدم
که دید از غم شناسان خاطر شادی که من دیدم
سراسر مهربانی بودم بیدادی که من دیدم
سوادش خواب حیرانی غبارش آب ویرانی
نبیند چشم محشر حیرت آبادی که من دیدم
گهی با سایه در شوخی گهی با جلوه در مستی
چها در سر ندارد سرو آزادی که من دیدم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.