راز سخن

شمارهٔ ۲۵۳

گریختم که به گرد ره تو کس نرسد

گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
گداختم که به آیینه ات نفس نرسد
بهار سوختگی را طراوت دگرست
اگر چه گل چمن آرا بود به کس نرسد
به شاهراه وفا نام شکوه کس نشنید
چه شد که ناله به دردسر جرس نرسد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.