راز سخن

شمارهٔ ۱۵۲

گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست

گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست
شمشاد بنده تو رعونت غلام کیست
بی جلوه خوشخرامی و بی خنده خوش نمک
سرو و گل از تو بلبل و قمری به دام کیست
مستی ندیده ام که سراغی نکره ام
یاران طلسم توبه شکستن به نام کیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.