راز سخن

شمارهٔ ۱۴۰

خسته جور تو با ناله و افغان ننشست

خسته جور تو با ناله و افغان ننشست
بسته زلف تو یک لحظه پریشان ننشست
غنچه بی یاد لبت بر رخ بلبل نشکفت
لاله بی داغ وفایت به گلستان ننشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.