راز سخن

شمارهٔ ۸۵۹

هیچ دانی که چرا خوش چشمی

هیچ دانی که چرا خوش چشمی
از برای دل ما خوش چشمی
به تمنایی حیرت چه کند
سخت شوخی و بلا خوش چشمی
سرمه در چشم نگاهی نکنی
گر بدانی که چها خوش چشمی
نرگسستان شده بزم از نگهت
چقدر نام خدا خوش چشمی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.