شمارهٔ ۸۲۵
چشم بیگانگی پناه ببین
چشم بیگانگی پناه ببین
مژه فتنه دستگاه ببین
پاره دل نثار دامن اشک
گریه شد ناله گاه گاه ببین
سرنوشت نیاز و ناز بخوان
سرگذشت گدا و شاه ببین
دعوی غبن جورها دارم
چه کنم شرم عذرخواه ببین
کهنه دعوای تازه ای دارم
محضر دل بخوان گواه ببین
به سر خود به جان باده و گل
به اسیر وفا گناه ببین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.