راز سخن

شمارهٔ ۸۱۳

خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن

خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن
جلوه را هم چون نگاه گرم هر جایی مکن
هستیم را آفت رشکی پریشان می کند
هر سر موی مرا مجنون صحرایی مکن
خاطر ما از خیال رشک می گیرد غبار
گرد جولان سرمه چشم تماشایی مکن
بیستون را شبنم اشکی به طوفان می دهد
قطره ما را اسیر از گریه دریایی مکن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.