شمارهٔ ۸۰۷
دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکن
دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکن
غافل به سوی خویش نگر فکر ما مکن
چون غنچه نقد عمر تلف کن به راه دل
یعنی که جز به روی گلی دیده وا مکن
گیرم که صاف طینتی آیینه خو مباش
افشای راز چهره گشای صفا مکن
از بخت تیره سرمه بینش طلب چو شمع
چشم طمع سفید به هر توتیا مکن
آگه نه ای ز خوی فلک دیو سیرت است
خواهی اثر شکار تو گردد دعا مکن
آخر عزیزتر نه ای از گل در این چمن
پر تکیه ای به مسند نشو و نما مکن
تا چند ناله تا به کی افغان جرس نه ای
خود را اسیر بیهده هرزه درا مکن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.