راز سخن

شمارهٔ ۷۹۳

بار امید و ناز قناعت نمی کشیم

بار امید و ناز قناعت نمی کشیم
جز منت اثر ز محبت نمی کشیم
نه گنج آرزویی و نه رنج حیرتی
قارون نمی شویم و ریاضت نمی کشیم
حرفی رقم ز نسخه عالم نمی کنیم
در چشم خلق سرمه عبرت نمی کشیم
در صیدگاه ناز تو بسمل نمی شویم
تا انتقام خویش ز فرصت نمی کشیم
کی می شویم محرم خاک رهش اسیر
تا توتیای گرد کدورت نمی کشیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.