شمارهٔ ۶۷۷
ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
که از عکس زمین شد آسمان سبز
به صحرا گردباد تشنه لب را
رطوبت کرد چون سرو روان سبز
رقم زد خامه ای گر وصف گلشن
چو برگ بید گردیدش زبان سبز
ز فیض لطف عام ابر نیسان
چو موج سبزه شد ریگ روان سبز
اسیر عشق را چون جوهر تیغ
شود در سینه غمهای نهان سبز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.