راز سخن

شمارهٔ ۶۵۸

بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر

بیتابم ز حوصله صاحب کمال تر
بد مستیم ز توبه بیجا وبال تر
آهم غبار جلوه و اشکم شرر نسب
آیینه از جمال تو پر خط و خال تر
ابر غبار تربت ما ذره بار شد
خورشید جلوه های رسا بی زوال تر
قامت رسا و جلوه مستانه خوش نما
باغ قیامت است تماشا نهال تر
تعبیر خواب فتنه پریشانی دل است
آشفتگی زلف تو فرخنده فال تر
بهتر ز خون بی رگ ما خاک خفتگان
درد فنا ز کوثر هستی زلال تر
پرواز می کنم که اسیر تو گشته ام
در دام بیقراریم آسوده بال تر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.