شمارهٔ ۶۱۰
گر سر و کار کسی با دل نبود
گر سر و کار کسی با دل نبود
اینقدرها کارها مشکل نبود
گرد مجنون کی ز صحرا می نشست
نقش پای ناقه گر محمل نبود
قاصد آوارگی تا می رسید
گرد ما در دامن منزل نبود
خضر خود می داند وعمر دراز
ما چه می کردیم اگر قاتل نبود
یاد ایام گرفتاری اسیر
بیقراری از دلم غافل نبود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.