راز سخن

شمارهٔ ۴۲۲

رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد

رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
شوق کی فرصت پرواز کبوتر می‌داد
شمع تا روز ز افسانه هجرم می‌سوخت
داغم امشب خبر از گردش اختر می‌داد
یاد پیکان تو می‌داد نویدی به دلم
کاش تیر تو که دل می‌دهدم پر می‌داد
ما و دل تهنیت عید به هم می‌دادیم
حسن روزی که به مژگان تو خنجر می‌داد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.