راز سخن

شمارهٔ ۳۸۶

از قدش جلوه باز کام گرفت

از قدش جلوه باز کام گرفت
هر قدم حیرتی به دام گرفت
زهد مشرب پرست را نازم
در شب روزه رفت و جام گرفت
توبه می درست پیمان نیست
نتوان روزه حرام گرفت
عسس باده بین که ماه صیام
صبح را در لباس شام گرفت
وقت صبح است ساغر نگهی
می بیگانگی قوام گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.