راز سخن

شمارهٔ ۲۸۵

ز بویی بیخودم رویی که دیده است

ز بویی بیخودم رویی که دیده است
شکار حیرتم مویی که دیده است
پری در سایه بال فرشته
به غیر از چشم و ابرویی که دیده است
فرنگستانی از هر حلقه زلف
پرستاران بت هویی که دیده است؟
غزال شیر صولت سرو بد مست
پریرویی سمن بویی که دیده است
ز گردش نافه می روید ز ره سرو
چنین خوش جلوه آهویی که دیده است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.