راز سخن

شمارهٔ ۲۳۷

به عالم حکم اشک ما روان است

به عالم حکم اشک ما روان است
زمین آیینه دار آسمان است
سرایتهاست با این چهره زرد
گل سیراب اشکم زعفران است
چها گل می کند در عشقبازی
بهارش دست پرورد خزان است
چرا رنگین نسازد انجمن را
کدوی باده پیر دلجوان است
گل ناچیده خرمن می توان کرد
به گلزاری که اشکم باغبان است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.