شمارهٔ ۷۷
گر ندانی تا قیامت راز ما
گر ندانی تا قیامت راز ما
نقش کن بر لوح دل انداز ما
بی جگرتر از نگاه حیرتیم
بر زمین پر می کشد پرواز ما
ما امانتدار نقد وحدتیم
در دل عالم نگنجد راز ما
گر نداند دل توان معذور داشت
می گدازد در دل ما راز ما
از تغافل صید دلها می کند
شیوه ها دارد شکار انداز ما
بسته ایم از بیزبانی صف اسیر
سینه صافی ترک تیرانداز ما
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.