راز سخن

شمارهٔ ۷۴

رام طاعتیم و کشاکش کمند ما

رام طاعتیم و کشاکش کمند ما
صید دلیم و گردن تسلیم بند ما
شکر فروش خنده او زهر چشم او
تلخی فزای گریه ما زهرخند ما
گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم
دارد سپند غنچه در آتش گزند ما
خویش بهانه جوی و نگه تشنه التفات
ناکام آرزو دل مشکل پسند ما
دلبستگی به الفت جاوید داده ایم
عمر دراز خضر محبت کمند ما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.