راز سخن

شمارهٔ ۸۸

بر عاج بنا گوش چو سیم و خز تو

بر عاج بنا گوش چو سیم و خز تو
آغاز همی کند خط دل گز تو
ترسم که برون برد سر از مرکز تو
بفروش کنون که یار دارد از تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.