شمارهٔ ۱
خدایگانا ، مهمان بنده بودستند
خدایگانا ، مهمان بنده بودستند
تنی دو ، دوش ، به نقل و نبید و رود و کباب
به طبع خرم و خندان شراب نوشیدند
که بر خماهن گردون فروغ زد سیماب
نه بر مزاج یکی دست یافت گرمی می
نه در دماغ یکی غلبه کرد قوت خواب
شرابشان برسیده است و بنده درمانده است
خدایگانا ، تدبیر بنده کن به شراب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.