راز سخن

شمارهٔ ۷۱

دف زن صنمی که سوختم در تف او

دف زن صنمی که سوختم در تف او
با آتش من همی نسازد خف او
تا ماند دلم چون دف او در کف او
نالنده ترم در کف او از دف او

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.