راز سخن

شمارهٔ ۳۱

آن بت که به رخسار بهار آراید

آن بت که به رخسار بهار آراید
چون رعد همی نالم و رحمش ناید
چون برق به خنده تا لبی بگشاید
چون ابر مرا گریستن فرماید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.