راز سخن

شمارهٔ ۱۵

برخاست دلم چو دوست عهدم بشکست

برخاست دلم چو دوست عهدم بشکست
گفتم نشوم عاشق و بنشینم پست
ناگه برسید عشق آن نرگس مست
اندر دل برخاسته من بنشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.