راز سخن

شمارهٔ ۱۹

چشم من بی روی تو روشن مباد

چشم من بی روی تو روشن مباد
روی تو جز پیش چشم من مباد
سوسن آزاد خاک پای توست
ور نباشد در جهان سوسن مباد
این دل مسکین بی آرام من
جز به زیر زلف تو مسکن مباد
وین تن رنجور و جان خسته را
در جهان جز کوی تو معدن مباد
گر بود جان و دل و تن بی تو خوش
دل مباد و جان مباد و تن مباد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.