شمارهٔ ۲ - در مقدمه شاهنامه فردوسی در توحید فرموده
روان را بدانش ستایش نمود
روان را بدانش ستایش نمود
سخن را ترازوی دانش نمود
سپس خامه را با زبان جفت کرد
نی گنگ را داور گفت کرد
زبان هست چون خسروی باشکوه
ورا خامه دستور دانش پژوه
چنان چون ز دستور پیروز بخت
هویدا شود راز سالار تخت
شود خوانده از خامه راز زبان
ازیرا که باشد ورا ترجمان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.