شمارهٔ ۵۸ - گلاب
یک شیشه گلاب ارمغان دادم من
یک شیشه گلاب ارمغان دادم من
ای آنکه ز بندگیت آزادم من
اشکی که گل از رشک رخت ریخت به خاک
در شیشه نمودم و فرستادم من
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.