شمارهٔ ۳۸
تا داد دو هندوانه آن لعبت مست
تا داد دو هندوانه آن لعبت مست
جان آمد و هندوانه بر خاک نشست
با مهر تو از غیر بریدم که به دهر
نگرفته دو هندوانه کس در یک دست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.