راز سخن

شمارهٔ ۳۲ - تمثیل از گفتار پهلوان بفرزند

چه خوش گفت با پور خود پهلوان

چه خوش گفت با پور خود پهلوان
چو دیدش هم آغوش شیر ژیان
که گر زنده شیر نر اندر نبرد
درد بر تنت چرم و نالی ز درد
از آن به که در گورت اندر کفن
درد پنجه و ناخن گورکن
هلا ای دلیران ایران زمین
بنازید چو شیر مست از کمین
که دشمن بتاراج ما چیره شد
ز آهنگشان روز ما تیره شد
برآنند کاین خانه ویران شود
بداندیش دارای ایران شود
به مرز کیان روس باشد رئیس
در ایوان جم پا نهد انگلیس
بمانیم در چنبر اهرمن
ابا خانه و گنج و فرزند و زن
بگور نیاکانمان در مغاک
فروزند آتش بر آرند خاک

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.