شمارهٔ ۱۳۷
دوش گفتم بدوستی که بود
دوش گفتم بدوستی که بود
حفظ این آب و خاک بر همه دین
راز حب الوطن من الایمان
هست دستور سید ثقلین
وز برای رواج این بازار
به غزا رفت شاه بدر و حنین
پی این کار شد علی مقتول
بهر این امر کشته گشت حسین
گفت آری ولیک گفته جحی
کش ابوالغصن کنیه نام دجین
نجس العین گشته دولت ما
تا بساقین و ساعدین و یدین
گر نسازی ازاله عینش را
نرود این نجاست از ما بین
لیک امیدوارم آنکه شود
پاک و طاهر پس از ازاله عین
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.