راز سخن

شمارهٔ ۲۵ - در باب لزوم ختنه فرماید

خداوندا حدیثی با تو گویم

خداوندا حدیثی با تو گویم
که تصدیقش نماید دشمن و دوست
شکوفه سرزد است از شاخ بادام
ولی بادام من ماند است در پوست
بگو تا پوست از تن برکشندش
که گرگی خیره سر در چرم آهوست
برادر زاده سردار منصور
نصاری بودنش آخر نه نیکوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.