راز سخن

باور

وقتی آن ماه می زند چشمک

وقتی آن ماه می زند چشمک
مثل خورشید میشوم...اما
پشت ابر بهانه چون برود
مثل شب می شوم شب یلدا
می رمد از دلم خدا وقتی
آن خدا گونه از سرم برود
مثل مرغی در آسمان اما
شوق پرواز از پرم برود
من به تو ای عزیز محتاجم
احتیاج مرا تو باور کن
گر به دریای خود نمی بری ام
توی ساحل مرا شناور کن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.