راز سخن

آن شب

آن شب که لب تو بوسه زد بر لب من

آن شب که لب تو بوسه زد بر لب من
تا صبح بسوخت پیرهن در تب من
فردا شد و من شدم و صد قصه نو
ای کاش سحر نمی شد آن شب ، شب من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.