عروج
عیار عشق تو چند است دلبرم می گفت
عیار عشق تو چند است دلبرم می گفت
دلم به پای که بند است دلبرم می گفت
دلم نه لایق عشق است پیش موی بتان
کم است یا به کمند است دلبرم می گفت
کجاست فرصت تقصیر در نوازش باغ
بهار رو به گزند است دلبرم می گفت
بها نمی دهد اینجا کسی به ناز غزل
غزل بلوغ چرند است دلبرم می گفت
حدیث حضرت مجنون و شرح حال فراق
هزار تجربه پند است دلبرم می گفت
بحیله ره نتوان برد تا کرانه عرش
عروج کار سپند است دلبرم می گفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.