وصف هجران
گیسو بیفشان تا سر ببازم
گیسو بیفشان تا سر ببازم
دریای نازی غرق نیازم
از این معما با کس نگفتم
خاک مزارم صندوق رازم
بودی که بودم ، هستی که هستم
گر در نشیبم ، گر در فرازم
در وصف هجران گوید دمادم
شرحی بر آتش سوز و گدازم
گفتی از این ره صد توبه باید
گیرم که کردم با دل چه سازم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.