راز سخن

خلوت نشین

هرگز نه من ، همیشه تو ، اما برای من

هرگز نه من ، همیشه تو ، اما برای من
آغاز من میانه ی من ، انتهای من
می خندم از حلاوت رویای وصل تو
درد فراق می چکد از های های من
مست قنوت ، دست دعا خیز خسته ام
سر بر زمین سجده به پای تو پای من
در حیرت است چشم فریبای خوب تو
در سفرۀ نگاه تو از اشتهای من
خلوت نشین کوچۀ هیهات می شوم
شاید سکوت سر کشد از انزوای من

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.