راز سخن

معمای دل

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خیال روی تو من ماندم و ویرانه ها
سر خوش استم من اگر با من بمانی تا ابد
گر نمانی وایِ من از طعنۀ بیگانه ها
من نه آن شمعم که با آتش هم آغوشی کنم
من خود آتش می شوم آتش تر از پروانه ها
حل نمی گردد معمای دلم با عقل تو
صد معما حل شود در محفل دیوانه ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.