راز سخن

چرا نمی گذرد ...

چرا نمی گذرد نازنین زمان بی تو

چرا نمی گذرد نازنین زمان بی تو
شکسته چرخ فلک هم در آسمان بی تو ؟
نه دیگر از دل خود انتظار دارم من
به انتظار چه باشد چو دیگران بی تو
بهار با تو برایم همیشگی می شد
خزیده در همه باغها خزان بی تو
ببین که گریۀ من از غمت روانی شد
که ذوب می کند آری تن و روان بی تو
دلم به کاه و فراقت به کوه می ماند
نگاه کن که شده کوه کهکشان بی تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.