راز سخن

رقص کهکشان

رقص کهکشان دیدم در حوالی ماهت

رقص کهکشان دیدم در حوالی ماهت
سر به سجده آتش را در قیام درگاهت
بنده وار درگاهت عاشق خراباتی
تا بنوشد او ساغر از کرامت شاهت
طعنه می زند مریم بر صلیب لامذهب
چون مسیح ما دارد سجده بر سر راهت
جان به وعده می داری منتظر که برگردی
ناشکیب جان بودم انتظار جانکاهت
نیزۀ دعا دارم طعنه حسودان را
می پرم سپند آسا در هجوم بدخواهت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.