افیون خواب
تب کرده ام به حوله نمی از شراب بزن
تب کرده ام به حوله نمی از شراب بزن
و مهر می به جبین من خراب بزن
با قرص ماه کامل تو خوب میشوم
این نسخه را به کلبۀ بیمار قاب بزن
مژگان تو که دوای پریشانی منست
با آن مژه به جان من افیون خواب بزن
گیج دو راهی ام به خداوندی خدا
فال مرا به حافظ شیرین خطاب بزن
محتاج دیدنم دم آخر زمان مرگ
ترک تعصب آور و قید حجاب بزن
شاید گناه کرده ام عاشق شدم بیا
شلاق بوسه ها به نشان عذاب بزن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.