راز سخن

چشم‌های ديوار

چشم‌های دیوار چشم‌های دریچه چشم‌های در

چشم‌های دیوار چشم‌های دریچه چشم‌های در
چشم‌هایِ آب چشم‌های نسیم چشم‌های کوه
چشم‌های خیر و چشم‌های شر
چشم‌های ریجه و رَخت و پَخت
چشمِ دریا و چشمِ ماهی
چشم‌های درخت
چشم‌های برگ و ریشه
چشم‌های برکه و نیزار
چشمِ سنگ و چشم‌های شیشه
چشمِ رشک
چشم‌های نگرانی
چشم‌های اشک
بُهت‌زده در ما می‌نگرند
نه ازآنرو که تو را دوست می‌دارم من
ازآنرو که ما
جهان را دوست می‌داریم.
۱۱ آذرِ ۱۳۶۸
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.