جاني پُر از زخم...
جانی پُراز زخمِ بهچرک درنشسته ــ
جانی پُراز زخمِ بهچرک درنشسته ــ
چنینم.
اما فردای تو چه خواهد بود
گر بهناگاه
هم در این شبِ بیتسلا
پلاس برچینم؟ ــ
تداومِ بیعلاجِ دلشورهیی سمج
یا طنینِ سرگردانِ لطمهی صدایی تنها؟
هر چند صدا بر آب خواهد غلتید
و آب بر خاک میگذرد
که پژواکیست پُراعتماد
از بشارتِ جاودانگی.
۳ خردادِ ۱۳۶۶
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.