راز سخن

شبانه

گویی

گویی
همیشه چنین است
ای غریوِ طلب ــ:
تو در آتشِ سردِ خود می‌سوزی
و خاکسترت
نقره‌ی ماه است
تا تو را
در کمالِ بَدرِ تو نیز
باور نکنند.
□
چه استجابتِ غمناکی!
زخم‌ات
از آن
بَدرِ تمام بود
تا مجوسان
بر گُرده‌ی ارواحِ کهن
به قلعه درتازند.
همیشه چنین بوده؟
همیشه چنین است؟
مردادِ ۱۳۵۹
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.