نیمشب
پنجهی سردِ باد در اندیشهی گزندی نیست
پنجهی سردِ باد در اندیشهی گزندی نیست
من اما هراسانم:
گویی بانوی سیهجامه
فاجعه را
پیشاپیش
بر بامِ خانه میگرید.
و پنجهی بیخیالِ باد
در این انبانِ خالی
در جُستجوی چیزیست.
۱۳۳۸
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.